هنگامی که کلینتون رییس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا، از رهبر فلسطین، مرحوم یاسر عرفات خواست که با طرح موافقت نامه اسلو موافقت کند، ابوعمار (یاسر عرفات) پاسخی به این مضمون داده بود: اگر کاری را انجام دهم که شما می خواهید، حماس فردا بر سر قدرت خواهد بود.
بدین ترتیب و با فشار زیاد آمریکا، اسراییل و مصر به عرفات و حکومت خودگردان (السلطه الفلسطینه) سرانجام توافق نامه صلح! اسلو در کاخ سفید (۲۰ اوت ۱۹۹۳)امضاء شد . چند سال بعد حماس ابتدا انتخابات شهرداری ها و شورای شهر را برد و بعد از فوت عرفات در نوامبر ۲۰۰۴ حماس در یک انتخابات، دولت را از آن خود کرد و بدین سان بود که یک دولت سلفی بنیادگرای اسلامی به واسطه سیاست های آمریکا در منطقه قدرت گرفت و اراضی اشغالی تحت کنترل فلسطینیان را به کرانه باختری و نوار غزه تفکیک کرد، آن یکی تحت تسلط حکومت خودگردان و محمد عباس، این یکی تحت کنترل حماس و دولت اسماعیل هنییه. با وضعیت جدید قدرت در فلسطین، اسراییل تمام توان خود را به کار برد تا با ناکارآمد کردن دولت حماس و محاصره و حمله به غزه، بین فلسطینیان و مبارزان حماس جدایی بیاندازد که تا کنون موفق نشده است.
البته این اولین بار نیست که به واسطه سیاست های آمریکا یک حکومت بنیادگرا در کشور های اسلامی سرکار آمده است، نمونه قدیمی تر آن طالبان بود که با چراغ سبز آمریکا و پول عربستان سعودی و مدیریت پاکستانی ها سر کار آمد.
علامه فضل الله به همراه امام موسی صدر رهبر ربوده شده شیعیان لبنان
صادق طباطبایی در نوشته ای کوتاه برای صادق مدیا درباره رحلت علامه حاج سید محمد حسین فضل الله نوشت: علامه فضل الله روح و نیاز زمان را درک کرده بود.
متن نوشته صادق طباطبایی چنین است: بدون تردید مرحوم علامه فضل الله را باید در ردیف فقهائی دانست که روح و نیاز زمان را درک کرده بود. این درک وسیع از یکسو در آرای فقهی ایشان نمود داشت و از سوی دیگر نشاندهنده نقش بی بدیل استادان ایشان در شکل دهی تفکر اصولی و ارای فقاهتی ایشان می باشد. همه می دانند که مرحوم علامه فضل الله از حوزه درس شهید سید محمد باقر صدر خوشه های فراوان برچیده ودر دنیای چند صدائی لبنان که زعامت شیعی آن را امام صدر بر عهده داشته عمیق غور کرده بود.
خدا رحمتش کند
بینات: پایگاه اطلاع رسانی دفتر علامه فضل الله/ مجموعه عکس های کاملی از علامه / روایت تصویری از علامه فضل الله / فقیهی سیاسی با فعالیتهای اجتماعی گسترده: زندگینامه و آثار و مکتوبات علامه فضل الله / گزارش کلمه از ارتحال سید محمد حسین فضل الله: نماینده آیتالله فضلالله در ایران: تفکر آیتالله فضلالله به آیتالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران، بسیار نزدیک است. البته شاید در برخی امور ایشان به گونهای دیگر استدلال میکنند؛ مثلا نظر آیتالله خمینی ولایت فقیه است، اما ایشان به گونهای دیگر ولایت فقیه را قبول دارند. / العربیه: او در بین شیعیان به عنوان یک مرجع دینی میانه رو معروف بود و دیدگاه های اجتماعی او به ویژه دیدگاه های وی در مورد زنان روشنفکرانه تلقی می شد. / بی بی سی فارسی: او در مصاحبه ای که سال پیش با روزنامه وال استریت ژورنال انجام داد، گفت که نظرش با تئوری ولایت فقیه فاصله دارد و فکر نمی کند برای این مساله بتوان نقشی در لبنان قائل شد. / الجزیره: وارتبط اسم السید محمد حسین فضل الله بحزب الله اللبنانی حیث کان مرشدا روحیا للحزب فی سنواته الأولى بعد تأسیسه عام ۱۹۸۲٫ وکان من المؤیدین للثورة الإسلامیة فی إیران عام ۱۹۷۹٫ سیدمحمد حسین فضل الله مرشد و رهبرمعنوی حزب الله در سال های اول تاسیسش بود و همچنین از حامیان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ ایران. / سی ان ان: رهبر معنوی حزب الله درگذشت.. او در نامه ای به باراک اوباما نوشت: حمایت ها و پشتیبانی آمریکا از رژیم صهیونیستی آشکارا و شناخته شده است. / حزب الله: جهان امروز یک مبارز و رهبر واقعی را از دست داده است
ملک عبدالله پادشاه ۸۰ و چندساله ی عربستان سعودی به تازگی در اظهاراتی ابتدایی گفت: ایران لیاقیت موجودیت ندارد! البته این اظهارات آن قدر ابتدایی است که هیچ مقام خارجی به آن توجه نکند. طبیعی است اگر حاکمیت عربستان سقوط کند، اتفاق تاثیرگذاری در منطقه رخ نمی دهد و احتمالا بهای نفت چند روزی بالا می رود و سپس به وضع عادی باز می گردد، اما بعید به نظر می رسد نظام های سیاسی خاورمیانه دچار تغییر شگرفی شوند. در این سو، هر تغییر کوچکی در ساخت سیاسی ایران، موج ها و تغییرات زیادی در منطقه ایجاد می کند.
از زمان محمدرضا پهلوی، که ایران قدرت اول منطقه بود، سعودی ها همه ی تلاش خود را کردند تا علاوه بر جلب حمایت آمریکا، قدرت و هژمونی ایران را تحت تاثیر قرار دهد که مهمترین کار آن ها قبل از انقلاب بر هم زدن قیمت و سقف تولید اپک در سال ۱۹۷۶ بود که شکی عظیم به ایران وارد کرد و زوال حکومت پهلوی را سرعت بخشید. بعد از انقلاب هم حکام مرتجع عربستان همواره از ایران واهمه داشتند که هیچگاه پنهان نکرده اند هر از گاهی هم سلف های کوچکشان مانند عبدالله شاه اردن، به تشکیل هلال شیعی در منطقه و مجلس کویت هر روز از نفوذ نیروی قدس سپاه (فیلق القدس) هشدار می دهند.
از آخرین فعالیت های آن ها را در زمینه کم کردن نفوذ ایران می توان به تجهیز اطلاعاتی، تسلیحاتی و مالی گروه های سلفی-وهابی و سنی عراق، هزینه بیش از یک میلیارد دلار در انتخابات ۲۰۰۹ لبنان با هدف تضعیف حزب الله، تقویت گروه های بنیادگرای سلفی در آسیای میانه و تلاش برای افزایش فشارهای جهانی به ایران نام برد.
واضح است که ساخت سیاسی عربستان به دلیل ارتجاع تاریخی، فربهی و ناکارآمدی وافر، توفیقی در کاستن از قدرت منطقه ای ایران نداشته است. موضع گیری ها و فعالیت های سیاسی و اجتماعی عربستان که داعیه جهان اسلامی و خادم الحرمین الشرفین دارد در قبال پرونده های مهم منطقه ای مانند پرونده هسته ای ایران، حرب تموز (جنگ ۳۳ روزه)، جنگ غزه و مذاکرات اعراب و اسراییل نشان داد که این حاکمیت مرتجع منافع خود را در همراهی با قدرت های فرا منطقه ای می داند، به همین جهت است که کشورهایی مانند ترکیه و قطر سعی دارند از این فرصت به نفع خود استفاده کنند و با همکاری با ایران در این پرونده های شریک شوند.
اظهارات عبدلله بن عبدالعزیز هم البته نه آب برای مردم و حاکمیت ایران می شود و نه نان برای یقه سفید های چاق سعودی. بهتر است این بار محمود احمدی نژاد با ادبیات خاص خود پاسخ عبدالله را بدهد.
انقلاب اسلامی سال های آغازین دهه سوم خود را آغاز کرده بود که نسل تربیت شده با اندیشه های امام موسی صدر و بینش امام خمینی، کاری کردند که تمام معادلات منطقه که فراتر از آن هژمونی قدرت آمریکا، هنوز از درک آن عاجز است. نسل جدید شیعیان لبنان که تحت تاثیر حضور ، گرایش فکری و فعالیت های امام موسی صدر، توانسته بودند دوران نامناسب گذشته را سپری کنند و جایگاه خود را به عنوان نیرویی در میان قدرت های برتر آن روز لبنان، تثبیت کنند، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و حمایت و تایید پیرجماران ، راه امام موسی صدر را که حالا به دست رژیم منفور لیبی ربوده شده بود، چنان ادامه دهند که امروز دهمین سال شکست ذلت بار ارتش فولادی! اسراییل از جوانان شیعه حزب الله لبنان را با افتخار جشن بگیرند و این همه در حالی است که تا یک ماه آینده دیگر سالگرد حرب تموز یا به قول ایرانی ها، جنگ ۳۳ روزه نیز پرشکوه تر به پا می دارند.
برای پی بردن به عظمت پیروزی های حزب الله لبنان کافی است بدانید از ۱۹۴۸ تا تاکنون هیچ کشور عربی نتوانسته است در مقابل ارتش اسراییل مقاومت کند و این ارتش بارها مقهور مجاهدت جوانی شیعه لبنانی شده است.
با این حال و برغم آرایش سیاسی جدید که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه به وجود آمده است، هنوز آمریکا و دولت های غربی تفسیرهای غلط و نادرستی از وضعیت جدید دارند و به جای پذیرفتن شرایط تازه و تعامل با آن، سعی دارند با استفاده از ابزارهای خود، آن چه که می خواهند بشنوند و از واقعیت فرار کنند و این مبنا، باعث مشکلات امروز منطقه است. به قول نوام چامسکی که می گوید: چه کسی در آمریکا باور داشت که صدام برای آمریکا خطرناک است و دارای سلاح کشتار جمعی؟ چه کسی باور می کرد که صدام با القاعده در ارتباط است؟ دستگاه تبلیغاتی چنان افکار عمومی را کنترل و هدایت کرد که بعد از ۲-۳ نظر سنجی بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا اعتقاد داشتند که صدام سلاح کشتار جمعی دارد و در حملات یازده سپتامبر نقش مستفیم! بر این اساس، هیات حاکمه مشروعیتی کاذب ساخت و به عراق حمله کرد و بعد که همه از سلاح کشتار جمعی و القاعده سئوال کردند، بوش دوم اشک در چشمانش جمع کرد و با خواندن دعای همیشگی اشت گفت: دموکراسی! بله ما برای دموکراسی به عراق آمده ایم! و چه هدفی بالاتر از دموکراسی
همین مبنای عمل و تصمیم گیری کماکان در آمریکا وجود دارد و به جای واقع بینی، تلاش می کند رویاهای خود را به جامعه بقبولاند و البته در این زمینه کار خود را به نحو احسن انجام می دهند. اما نتیجه این رویا پردازی ها در عمل چیزی جز شکست برای آن ها نیست. اشتباهات مکرر سیاسی و استراتژیک در عراق، لبنان و از همه مهمتر ایران.
اشتباهی که دولت های غربی در مذاکرات هسته در زمان آقای خاتمی مرتکب شدند و می خواستند از حسن نیت نظام، جمهور اسلامی سوء استفاده کنند و هنگامه ای به اشتباه خود پی برده بودند که دیگر دیر شده بود را اهل فن به خاطر دارند.
بگذریم! می خواهم بگویم امروز حزب الله در لبنان اسلام رحمانی را به بهترین وجه اجرا می کند چه آن که مبنای بینش و اندیشه اش، تعالیم امام موسی صدر است و مبنای حرکتش، سیره امام خمینی: اشداء علی الکفار و رحماء بینهم. روشی که حزب الله لبنان آن را اجرا می کند، گفت و گو و سیاست ورزی در داخل است و استواری و مجاهدت در برابر دشمن اصلی، اسراییل.
سید صادق حسینی – ۹ شهریور سال جاری، سی و یکمین سالی (۱۱۳۲۲روز) است که از ربودن امام موسی صدر در لیبی به دست جنرال قذافی می گذرد اما حرکت و جنبشی که ایشان پایه گذاری کرد هم چنان زنده و ماناست.
امام موسی صدر: احیاگر اسلام رحمانی
امام موسی صدر زمانی وارد لبنان شد که گروه های اقتدارگرا و تمامیت خواه، خواست های سیاسی و قومی خود را در نهایت خشونت و به صورت مسلحانه دنبال می کردند. همة این درگیری های داخلی در حالی صورت می گرفت که جایگاه شیعیان به لحاظ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در پایین ترین سطح بود و بیشترین ظلم به آنها می شد و به فرموده امام شرایط حیات انسانی مهیا نبود.
ایشان با شناخت این شرایط و پیچیدگی ها، وارد لبنان بحران زده شد، فعالیت خود را آغاز کرد و توانست علاوه بر ارتقاء جایگاه شیعیان، بحران لبنان را نیز آرام کند. اما رمز موفقیت و ماندگاری ایشان چیست.
امام موسی صدر در خانوادة اصیل «صدر» که پایگاه مرجعیت تشیع بود متولد شد و تحصیلات دینی-علمی خود را با فلسفه و عرفان اسلامی غنا بخشید. وی که همزمان با تحصیل در حوزه قم و نجف، دورة دبیرستان را نیز می گذراند، وارد دانشگاه تهران شد و در رشته حقوق در اقتصاد فارغ التحصیل شد.
بر اساس آموزه های خانواده و دوران تحصیل، معظم له درک و شناخت عمیق و جامعی از اسلام و جامعه داشتند و تلاش کردند مبنای فکر و عمل خود را «اسلام رحمانی» در مقابل اسلام تمامیت خواه و خشونت گرا قرار دهند.
امام موسی صدر، آزادی را یکی از ویژگی های اساسی «اسلام رحمانی» می داند و تاکید می کند: آزادى برترین ساز و کار فعال کردن همه توانایی ها و ظرفیت هاى انسانى است. هیچ کس نمىتواند در جامعه محروم از آزادى خدمت کند، توانایی هایش را پویا و موهبت هاى الهى را بالنده سازد. آزادى یعنى بهرسمیت شناختن کرامت انسان و خوشگمانى نسبت به انسان؛ حال آنکه نبود آزادى یعنى بدگمانى نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسى مىتواند آزادى را محدود کند که به فطرت انسانى کافر باشد. فطرتى که قرآن مىفرماید: «فِطْرَت اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» فطرتى که پیامبر باطنى و درونى انسان است.
امام بر نفی ترور و خشونت در اسلام تاکید دارد و معتقد است: ترور بدترین و شکستخوردهترین روش براى نیل به هدف است، حال این هدف هرچه باشد. پیامبر خدا مىفرمود ایمان خونریزى را مهار مىکند. و نیز مىفرمود مسلمان حیلهگرى نمىکند، دستاورد آن هرچه باشد.
امام موسی صدر ترور و خشونت را سوق دهنده حکومت به استبداد می داند و تاثیر آن را در جامعه چنین تبیین می کند: ترور، حاکمان و رهبران را از دسترس مردم دور مىکند، رهبران را به انزوا مىراند و خیرخواهان جامعه را از مردم مىگیرد. در این فاصله گرفتن از جامعه خطرى بنیادین نهفته است. زیرا حاکمان، به طور مستقیم، از وضع و حال مردم آگاه نمىشوند، شکایت هاى آنان را نمىشنوند، گمگشتگان جامعه هدایت نمىشوند و منحرفان به راه راست برگردانده نمىشوند. زمامداران، بیرون از متن جامعه، در معرض تملق و چاپلوسى واقع مىشوند و راه بر کسانى که اشتباهات آنان را بکاوند و بنمایانند بسته مىشود و به این طریق، به انحراف، سرکشى و استبداد سوق داده مىشوند.
رهبر ایرانی شیعیان لبنان و مصلح اجتماعی بزرگ عصر حاضر در پاسداشت کرامت انسانی می گوید: نخستین گام در راه تربیت انسان و ارتقای اندیشة وی در طریق تکامل عبارت است از قرار دادن انسان در مسیری که کرامت خویش را درک کند، نسبت به بزرگی انسان و ارجمندی مقام خود آگاهی در خور داشته باشد و به همة شئون خویشتن خویش اهتمام شایسته ورزد.
امام موسی صدر با بیان این دیدگاه ها نشانه هایی را از «اسلام رحمانی» به مردم ارایه می کند و انتخاب را به آنان می سپارد و به فطرت آنها اعتماد می کند. از سوی دیگر امام به درستی فهمیده بود که در لبنان خشونت زده، اگر صرفاً بر حقوق شیعیان تاکید کند، نه تنها موفق نمی شود بلکه سایر گروه هایی که با هم در تعارض هستند برای حذف شیعیان مؤتلف می شوند پس مبنای حرکت سیاسی خود را «راهبرد احترام متقابل (برد-برد)» قرار داد.
امام موسی صدر با همین تدبیر جامعه شیعی لبنان را آموزش داد و به آن ها آموخت: برای ماندگاری یک حرکت سیاسی باید به گونه ای عمل کرد که علاوه بر منتقدین، مخالفین هم حق حیات، ابراز عقیده و از همه مهمتر حق نقش آفرینی دارند.
نمونه مشهور «تدبیر برد-برد» خاطره معروف بستی فروش مسیحی شهر صور است. در حالی که شیعیان خرید بستی از وی را تحریم کرده و اوضاع بر وی تنگ شده بود، امام موسی صدر بعد از یک نماز جمعه به قصد خرید بستنی از این فرد مسیحی به مغازه اش می روند.
پیام این حرکت بسیار روشن است: یک فرد مسیحی در یک جامعه مسلمان، دارای حق زندگی است. این اتفاق در حالی صورت گرفته است که سایر جریان ها، با نفی چنین حقی، شیوه های خشونت آمیزی هم برای از میدان به در کردن طرف مقابل به کار می بردند.
این رافت و تسامح از امام موسی صدر در حالی است که ایشان در مقابل دشمن اول لبنان و جهان اسلام، اسراییل، دفاع و مبارزة مسلحانه و قاعده مند را مبنا قرار دادند به بیان دیگر: اشداء علی الکفار، رحماء بینهم.
ایشان در تببین مبارزه علیه اسراییل هم ملاحظات اجتماعی خود را حفظ می کند و معتقد است: وسایل مقاومت عبارت است از مجهز شدن به سلاحهاى جدید، تشکیل جامعهاى مقاوم، و نیز بهبود وضع اجتماعى در مناطقى که از سوى دشمن در معرض تهدید قرار گرفته اند.
با نگاهی به موج خشونت های اخیر در منطقه که از افغانستان و پاکستان تا عراق و یمن را فراگرفته است، مشخص می شود که یک بار دیگر اسلام و سیاست با رویکردهایی تمامیت خواه و خشونت گرا در حال ظهور است و در این میان هر طرفی به دنبال حذف و نابودی طرف دیگر است: اشداء علی بینهم، رحماء علی الکفار!
شناخت عمیق از اسلام و پیچیدگی های جامعه، راهبرد «برد- برد» در مواجهه با مسائل و نمایان ساختن «اسلام رحمانی» رمز ماندگاری و پویایی جنبش امام موسی صدر در منطقه خاورمیانه است.
امید است در آستانة سی و یکمین سال ربایش امام موسی صدر، عقلای جهان اسلام است با تاسی ای ایشان و مبنا قراردادن و نمایان ساختن ویژگی های «اسلام رحمانی» ، استراتژی بدخواهان در افزایش اسلام هراسی ناکام بگذارند.
والله قادر علی رجعته
سیدصادق حسینی
این یادداشت برای همشهری جمعه که به همت برادر حاج محمد زمردیان شماره ۲۰۱ اش به امام موسی صدر با عنوان « سال های صبر در آرزوی صدر» اختصاص داشت، تهیه شده بود. هر چند که با اندکی ویرایش! در آن جریده مستطاب به طبع رسید.